تبليغاتX
ظهور
جهاد با نفس اولین قدم برای امادگی در جهاد بزرگ ظهور
 

أَبْوَابُ جِهَادِ النَّفْسِ وَ مَا يُنَاسِبُهُ
بابهاى جهاد با نفس و آنچه مناسب با اين موضوع است
1 - بَابُ وُجُوبِهِ
1 - باب وجوب جهاد با نفس

حديث :
1 - عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص بَعَثَ سَرِيَّةً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ عَلَيْهِمُ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ
ترجمه :
1 - از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عده اى را به جنگ فرستاد، چون از جنگ بازگشتند فرمود: آفرين به گروهى كه پيكار كوچكتر را سپرى كردند و پيكار بزرگتر بر عهده آنان به جاى مانده است ، گفته شد: اى فرستاده خدا! پيكار بزرگتر چيست ؟ فرمود پيكار با نفس .
حديث :
2 - وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع احْمِلْ نَفْسَكَ لِنَفْسِكَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ لَمْ يَحْمِلْكَ غَيْرُكَ
ترجمه :
2 - امام صادق عليه السلام فرمود: نفست را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بيانداز زيرا اگر چنين نكنى ديگرى خودش را براى تو به زحمت نمى افكند.
حديث :
3 - وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِرَجُلٍ إِنَّكَ قَدْ جُعِلْتَ طَبِيبَ نَفْسِكَ وَ بُيِّنَ لَكَ الدَّاءُ وَ عُرِّفْتَ آيَةَ الصِّحَّةِ وَ دُلِلْتَ عَلَى الدَّوَاءِ فَانْظُرْ كَيْفَ قِيَامُكَ عَلَى نَفْسِكَ
ترجمه :
3 - امام صادق عليه السلام به مردى فرمود: تو طبيب خود هستى و بيمارى براى تو روشن و آشكار گرديده است و نشانه تندرستى و سلامت را دانسته اى و بر داروى دردت نيز راهنمايى شده اى ، پس بنگر كه چگونه به كار نفس خويش مى پردازى .
 ....در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

موضوع: توضیحاتی در مورد آیۀ ایاک نعبد و ایاک نستعین

اگر به معنای تحت الفظی آیه نگاه کنیم معنای آن به این صورت می شود « تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم». این را عرض کنیم که بیشتر هدف ما قسمت دوم آیه یعنی«ایاک نستعین» می باشد. اکنون می خواهیم بدانیم این یاری خواستن که واژه عربی اش استعانت می شود چگونه است و از چه کسی باید استعانت جست؟ در سورۀ بقره آیۀ 45 خداوند می فرماید:« واستعینوا بالصبر و الصلاه وانما لکبیره الاعلی الخاشعین». برای اینکه مطلب بهتر باز شود از کتاب حدیث نورانیت(1) استفاده می کنیم. در کتاب حدیث نورانیت حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: به پا داشتن نماز یعنی به پاداشتن ولایت من و بر پا داشتن ولایت من سخت ودشوار است و جز فرشتۀ مقرب یا پیامبر مرسل و یا بندۀ مؤمنی که خداوند قلب او را به ایمان آزموده باشد. کسی آن را تحمل نکرده است و طاقت پذیرش آن را ندارد، و در ادامه می فرماید: مؤمن آزموده شده کسی است که چیزی از امر ما به او نمی رسد مگر اینکه سینه اش را برای پذیرفتن آن می گشاید و شک و تردید نمی کند و کسی که بگوید «چرا و چگونه؟» به راستی کافر شده است. پس تسلیم امر خدا شوید که امر خدا ما هستیم. این قسمت، از کتاب حدیث نورانیت نوشته شد تا عرض کنیم که به گفتۀ خود مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام) اقامه نماز، اقامه ولایت ایشان است. پس زمانی که می گوییم ایاک نستعین یعنی می خواهیم درون ولایت علی (علیه السلام) باشیم. البته منظور ازاینکه می گوییم علی(علیه السلام) منظورمان تمام اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است زیرا خود مولا می فرمایند : فلا تفرقوا بیننا فتهلکوا.در جای دیگری از حدیث نورانیت می خوانیم: هر کس نماز را به پاداشت ولایت مرا به پاداشته و تصدیق آن سخن خداوند متعال است که می فرماید:« واستعینوا بالصبر و الصلاه وانما لکبیره الاعلی الخاشعین» مراد از صبر رسول خدا(صلوات الله علیه) و نماز بر پاداشتن ولایت من است. از این رو خداوند متعال فرموده است و انما لکبیره ونفرموده وانهما لکبیره زیرا ولایت است که تحمل آن جز برای خاشعان بزرگ وسنگین است و خاشعان همان شیعیان آگاه وروشن بین هستند.اگر تأمل کوتاهی در فرمایشات حضرت علی (علیه السلام) کنیم می بینیم که واقعاً همین طور است. تا زمانی که رسول الله(صلوات الله علیه) با جسم مادیشان در این دنیا بودند در ظاهر هیچ اختلافی نبود ولی بعد از ایشان بود که اختلافها شروع شد وخیلی ها ولایت علی(علیه السلام) را قبول نکردند و چرا و چگونه در کارشان آوردند. پس هنگامی که خداوند در سورۀ بقره آیۀ 153 می فرمایند:« یا ایها الذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلاه ان الله مع الصابرین» یعنی باید از صبر و نماز استعانت جست. که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند صبر منظور پیامبر اکرم(صلوات الله علیه) ونماز هم بر پاداشتن ولایت ایشان است وباز هم به گفتن امیر المؤمنین(علیه السلام) اینها نصیب کسی نمی شود جز کسی که شک و تردید وچرا و چگونه در کارش نیاورد و تسلیم امر خداوند شود.پس زمانی که در نماز می خوانیم ایاک نستعین (البته در تمام لحظات زندگی باید ایاک نستعین را بخوانیم) در حقیقت استعانت می جوییم که به پادارنده ولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) باشیم و زمانی ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام) به پاداشته می شود که این استعانت به تمام بند بند وجودمان سرایت کرده باشد و در کارهایمان چرا و چگونه نیاوریم.

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

عملکردها و فعالیت های جهان غرب بر ضد مهدویت      
  
اقدامات غرب در جهت مخدوش نشان دادن انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج)1 ـ یکی از بزرگترین فعالیتهای تبلیغاتی که مستقیماً در باره اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (ع) توسط دشمنان در این ایام انجام گرفته، فیلم «نوسترا داموس» است که سه ماه متوالی در شبکه های تلویزیونی آمریکا به نمایش گذاشته شد.در این فیلم حضرت مهدی(عج) با لباس عربی نشان داده می‌شود که هر کاری را با فشار یک کلید انجام می‌دهد و در اثر اقدامات او خونریزی زیادی شده و تعداد زیادی یتیم و بیوه بر جای می‌مانداین فیلم سرگذشت زندگی ستاره شناس و پزشکی فرانسوی بنام «میشیل نوسترا داموس » است که نزدیک به ۵٠٠ سال قبل می زیست.


وی پیشگوییهای خود را درباره آینده به رشته تحریر درآورده که مهمترین آنها پیشگویی او درباره ظهور نواده پیامبر (ص) در مکه مکرمه و وحدت بخشیدن به مسلمانان و به زیر پرچم خود درآوردن آنها و پیروزی بر اروپائیان و ویران کردن شهر و یا شهرهای بزرگ سرزمین جدید ( آمریکا) است.و به نظر می رسد لابی صهیونیست و اطلاعات آمریکا در ساختن این فیلم دست داشته باشند و هدف آنان از تهیه این فیلم بسیج نمودن ملتهای آمریکا و اروپا علیه ایران و مسلمانان است، زیرا آن را خطری می پندارند که غرب و تمدن آن را تهدید می کند، بویژه وقتی آنچه را که بر پیشگویی «نوسترا داموس» اضافه نموده اند مورد توجه قرار دهیم؛ و آن اینکه آمریکا بعد از شکست اروپا به دست حضرت مهدی (ع) و نابودی موشکهای غول پیکر و دیگر شهرهای آن، جهت رویارویی با آن حضرت به بستن یک پیمان همکاری با روسیه اقدام نموده و سرانجام بر وی پیروز می گردند!این کتاب هم از نظر ارزش علمی کتاب و نویسنده جای بحث دارد و هم اینکه به صورت رمزی و ابهام آمیز نوشته شده که قابل تفسیر به صورتهای گوناگون می باشد.مسئله این نیست که غربیها اعتقاد به ظهور مسیح (ع) یا مهدی(ع) و یا اعتقاد به پیشگوییهای نوسترا داموس دارند... بلکه بر این باورند که خطر خیزش اسلامی و تمدن الهی، تمدن مادی آنها را تهدید نموده و سلطه ظالمانه آنها را بر ملتهای جهان از میان برمی دارد. از این رو از هر عنصر اطلاعاتی استفاده می کنند تا زنگهای خطر را درگوش ملتها به صدا درآورند و موافقت و پشتیبانی آنها را جهت اجرای تمام نقشه های استعماری خود در حال و آینده جذب نمایند.
” چند سال پیش عده ای از محققین و دانشمندان خارجی به قم آمدند و تمام کتاب ها و مطالب روایی که در مورد امام زمان (عج) و خصوصیات و ظهور ایشان می باشد را جمع آوری کرده و با خود به کشور هایشان بردند تا..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

جرج جرداق نویسنده و پژوهشگر مسیحی:" آيا از فرمانروايي خبر داري که خود نان سير نخورد زيرا که در کشور او کساني يافت مي شدند که با شکم سير نمي خوابيدند و جامه نرم نمي پوشيدند؟(زيرا در ميان ملت کساني بودند که لباس خشن و درشت مي پوشيدند) و درهمي را اندوخته خود نساخت؟ و به فرزندان و ياران خود هم وصيت کرد که غير از اين راه و روش نپيمايند. برادر خود را به خاطر يک دينار - که بدون حق از بيت المال طلب مي کرد - مورد بازخواست قرار داد و پيروان و فرمانداران خود را به خاطر يک گرده نان که به عنوان رشوه از ثروتمندي گرفته و خورده بودند، تهديد کرد و به محاکمه و دادگاه کشانيد. نزد حقيقت و تاريخ يکسان است او را بشناسي يا نشناسي. تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند که او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويدان شرق است. چه مي شد بر تو اي دنيا، اگر نيروهاي خود را جمع مي كردي و در هر زماني يك علي مي آوردي با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش! "

• استاد امين نخله يكي از دانشمندان مسيحي: " هر گاه كسي بخواهد بيماري روح وروان خود را درمان كند، بايد به گفتار امام علي(ع) در نهج البلاغه روي آورد و راه و روش زندگي را در پرتو اين كتاب ارزشمند بياموزد."
• محمد بن ادريس رئيس مذهب شافعي از مذاهب اربعه اهل تسنن، درباره علي (ع) سروده اي دارد كه مضمون آن چنين است:" هر گاه علي جايگاه و حقيقت خويش را براي مردم آشكار كند، هر آينه مردم دسته دسته در برابر او به سجده خواهند افتاد، شافعي مُرد وعاقبت نفهميد علي(ع) پروردگار است، يا پروردگارش مال اوست."

• ميخائيل نعيمه، نويسنده صاحب نظر و متفكر انساني مسيحي عرب: "هيچ مورخ و نويسنده اي هر اندازه هم كه از نبوغ و رادمردي ممتاز برخوردار بوده باشد، نمي تواند قيافه كاملي از انسان بزرگي مانند علي(ع) در مجموعه اي كه حتي داراي هزار صفحه باشد، ترسيم نمايد و دوراني پر از رويدادهاي بزرگ مانند دوران او را توضيح بدهد. تفكرات و انديشه هاي آن مرد عرب و گفتار و كرداري را كه ميان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده است. تفكرات ، ايده ها و گفتار و كردار او خيلي بيش از آن بوده است كه با دست و زبان و قلم وي بروز كرده و در تاريخ ثبت شده است."
• عبدالفتاح عبدالمقصود نويسنده و دانشمند مشهور مصري، مي نويسد:" پس از محمد (ص) كسي را نديده ام كه شايسته باشد پس از او قرار گيرد، يا بتواند در رديفش بيايد، جز پدر فرزندان پاك و برگزيده پيغمبر( علي بن ابي طالب) و من در اين سخن به طرفداري تشيع وارد نشده ام، بلكه اين رايي است كه حقايق تاريخ به آن گوياست. او، برترين مردي است كه مادر روزگار تا پايان عمر خود چون او نزايد، و اوست كه هرگاه هدايت طلبان به جستجوي اخبار و گفتارش برآيند، از هر خبري براي آنان شعاعي مي درخشد، آري او مجسمه اي از كمال است كه در قالب بشريت ريخته شده است."
• جبران خليل جبران نويسنده معروف مسيحي مي نويسد:"علي از جهان درگذشت، در حاليكه شهيد عظمت خود شد. در حالي كه نماز ميان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبريز بود. عرب حقيقت مقام و قدر علي را نشناخت، تا از ميان همسايگان پارسي آنان، مردمي به پا خاستند و بين گوهر و سنگ ريزه را فرق گذاشتند."
• بارون كاردايفو دانشمند فرانسوي، مي نويسد: "علي مولود حوادث نبود، بلكه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فكر وعاطفه و مخيله خود اوست، پهلواني بود كه درعين دليري ، دلسوز و رقيق القلب، و شهسواري بود كه در هنگام رزم آرايي، زاهد از دنيا گذشته بود. به مال و منصب دنيا اعتنايي نداشت و در حقيقت ، جان خود را فدا نمود. روحي بسيار عميق داشت كه ريشه آن ناپيدا بود و در هر جا خوف الهي آن را فرا گرفته بود."

• شبلي شميل از پيشتازان مكتب ماديگري، در فضايل اميرالمؤمنين (ع) مي گويد: " پيشوا علي بن ابيطالب(ع) ، بزرگ بزرگان، يگانه نسخه اي است كه نه شرق و نه غرب ، نه در گذشته و نه در امروز صورتي مطابق اين نسخه نديده است..."

• سرپرسي سايکس و امام علي (ع("اين که اهالي ايران در او مقام ولايت قائل شده و او را به اصطلاح سرپرست حقيقي و مربي الهي مي دانند واقعا اين عقيده قابل تحسين و شايان بسي تمحيد است اگر چه مقام و مرتبه ي او خيلي بالاتر از اينها است."

• بولس سلامه و حضرت علي (ع("اگر سوال کنند چرا در مورد علي شعر سرودي با آنکه تو مسيحي هستي؟ در جواب مي گويم: هر يک از ابيات کتاب جواب سوال توست و هر کدام بيانگر فضلي از فضايل اوست. و علي مردي است که همه مسلمين او را به عظمت ياد مي کنند، و مسيحي ها هم او را به بزرگي و زهد تقوي ياد مي کنند. و احاديث او را در مجالس خود ذکر مي کنند. و من در روي زمين کسي را در مقابل غم و اندوه و ستم ستمگران، با صبرتر از علي نيافتم، کل زندگي اين مرد مشوب به غصه هاي متعدد بود، علي عليه السلام از آن روزي که چشم خود را در کعبه باز کرد. تا وقتي که چشمش را در مسجد بست، درگير با مشکلات و مصائب بود و ...، ولي در برابر همه آنها صبر کرد. ... اگر شيعه بودن عبارت است از حب اهل بيت نبي من شيعه هستم، سپس خطاب به حضرت علي عليه السلام مي گويد: شعر من در ساحل بيکران تو يک سنگريزه است، اما اين سنگ به خون حسين خضاب شده است پس اين هديه ناقابل را به خاطر امام حسين عليه السلام از من قبول کن.• جرجى زیدان ، نویسنده معروف مصرى مدیر مجله (الهلال ) مى گوید:"آیا على پسرعموى پیغمبر و جانشین و داماد او نبود؟ آیا او آن دانشمند پرهیزگار و دادگر نبود؟ آیـا او آن مـرد بـا اخـلاص و غیور نبود كه در پرتو مردانگى و غیرتش اسلام و مسلمانان عزت یافتند؟"
• توماس كازلایل ، فیلسوف و نویسنده مشهور انگلیسى مى گوید:"امـا عـلى ، مـا را جـز ایـن نـرسـد كـه او را دوسـت بداریم و باو عشق بورزیم چه او جوانمردى بـلنـدقـدر و بـزرگ نـفـس بـود. از سـرچـشـمـه وجـدانـش مـهـر نـیـكـوئى سیل آسا سرازیر مى گشت ، از دلش شعله هاى نیرومندى و دلاورى زبانه مى كشید. شجاعتر از شیر ژیان بود اما شجاعتى ممزوج با مهربانى و لطف و رافت و دلنرمى ...
• دکتر علی شریعتیمسئولیت شیعه بودن “مسئولیت شیعه بودن “، غیر از آن که یک بحث علمی و فلسفی و اعتقادی بسیار عمیق است، در قلمرو و تحقیق محقق و متفکر و آشنا با مسائل علمی، خود بخود، بحثی عمومی نیز هست، که هرکه به مکتبی - یا مذهبی - معتقد می شود، مسئولیت هایی را متوجه خویش می کند و “ شیعه بودن “ نیز از این قاعده مستثنی نیست. هرکس - در هر سطحی از تفکر علمی - با اعتقاد به هر مکتب و مذهبی، باید خویشتن را در برابر این پرسش بیابد که: “ اعتقادم، چه مسئولیت هایی را متوجهم می کند؟ “ بخصوص وقتی که مسأله “ شیعه بودن “ است و مسئولیت بسیارجدی تر و سنگین تر. چرا که یکی از خصوصیات مذهب تشیع - نسبت به سایر مذاهب برادر در اسلام - تعریف ایمان است...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَکُونُ عَلَيْهِمْ شَهيدًا (النساء 159)

زماني که عيسي(ع) بر مي‏ گردد به دنيا هيچ کدام از اهل کتاب باقي نمي‏ مانند مگر اينکه به ايشان ايمان مي‏ آورند. يا بايد توسط ايشان کشته شوند و يا بايد به ايشان ايمان بياورند..... اين آيه در مورد عيسي(ع)است و ذيل آن هم حديثي در کتاب تفسير قمي و کتاب هاي ديگر از امام باقر(ع)نقل شده است حديثش اين است: إن عيسي ينزل قبل يوم القيامة إلي الدنيا فلا يبقي أهل ملة يهودي و لا نصراني إلا آمن به قبل موته، قبل از قيامت عيسي(ع) به دنيا برمي ‏گردد، هيچ يهودي و نصراني باقي نمي ‏ماند مگر به ايشان ايمان بياورد. شايد بگويي اين آيه براي قبل از قيامت است. شما ادامه حديث را توجه کن ويُصَلِي خَلفَ المَهدي سپس ايشان پشت سر مهدي(عج) به نماز مي‏ايستد، يعني مي ‏آيد جزو سپاهيان مهدي(عج) و در ميان صفوف پشت سر مهدي(عج) به نماز مي ‏ايستد. پس اين امام زمان(عج) نيست که با يهودي و نصراني درگير مي‏شود . اين مسيح(ع) است، عيسي(ع) است که به استناد اين آيه قرآن و احاديث ذيلش به معرض يهودي و نصراني مي ‏رود، آنها تعجب مي ‏کنند که ايشان کيست؟ عيسي(ع)؟ از کجا معلوم؟ ايشان نشانه هاي نبوتش را ارائه مي‏کند. بسياري از يهودي ها و نصرانيها به استناد اين آيه به ايشان مي ‏گروند، ايمان مي‏ آورند. و آن کساني که ايمان نمي ‏آورند توسط عيسي(ع) از دنيا حذف مي‏ شوند. شايد بگوييد اگر ايشان اين کار را مي ‏کند، امام زمان(عج) چه؟ سهم امام زمان(عج) چه؟ در زماني که امام زمان(عج) ظهور مي‏کنند هيچ يهودي و نصراني باقي نمي‌ماند، مگر اينکه تمامشان پشت سر عيسي(ع) هستند وبه واسطه عيسي(ع)، پشت سر عيسي(ع) به امام زمان(عج) مي‏ گروند. پس به استناد اين آيه امام زمان(عج) اصلاً با يهوديها و نصراني ها جنگ نمي‏ کنند ..... پس زمان ظهور، جنگ چگونه است؟ جنگ بين سپاه حق و سپاه باطل است. جنگ بين سپاه مهدي و سپاه ابليس است. نه جنگ بين مسلمان و يهودي، نه جنگ بين مسلمان و مسيحي به استناد آيه قرآن.

 زمان ظهور ، جنگ بين سپاه حق و سپاه باطل است،  نه جنگ بين مسلمان و يهودي، نه جنگ بين مسلمان و مسيحي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

مقدمه نقد و برسی اشکالات منکرین اعجاز اشکال اول فصاحت و بلاغت قرآن اشکال دوم، همگانی نبودن فهم اعجاز قرآن اشکال سوم اشکال چهارم اشکال پنجم اشکال ششم اشکال هفتم اشکال هشتم مقدمه عده ای از مخالفین اسلام و قرآن، چون در مقام مقابله به مثل برنیامدند یعنی نتوانستند با همه ادعاهای خود حتی سوره‌ای کوچک در مقام پاسخگویی به قرآن برآیند و بدین طریق قرآن را شکست دهند، به جای اعتراف به عجز خود، تصمیم به اشکال تراشی بر قرآن کردند تا از این طریق قرآن را در نظر طرفدارانش از درجه اعتبار ساقط کنند که در این سطور به بررسی برخی از اشکالات آنها می پردازیم: نقد و برسی اشکالات منکرین اعجاز اشکال اول فصاحت و بلاغت قرآن یکی از اشکالاتی که آنها بر قرآن وارد کردند این است که در قرآن جملاتی به کار رفته که با اسلوب فصاحت و بلاغت و با قواعد عربی سازش ندارد و چنین کتابی نمی‌تواند معجزه باشد. این اشکال از دو جهت نادرست است: اول اینکه همگان می‌دانیم که قرآن در میان فصیحترین و بلیغترین عربها نازل گردیده و همانها را به مبارزه فرا خوانده تا چنانچه بتوانند سوره‌ای مانند سوره‌های قرآن بیاورند، پیروزی از آن، آنها باشد. در حالی که تاریخ کوچکترین گواهی بر معارضه آنها با قرآن را ندارد یعنی آنها نتوانستند که آیه‌ای مانند آن بیاورند، چرا که سرشناسانشان معترف بودند که قرآن کلام انسان نیست، حتی خود را به مشقت نیز انداختند ولی نتوانستند. حالا جای بحث اینجاست که اگر در قرآن کوچکترین مخالفتی با قواعد عربی وجود داشت همان افراد که بر اسلوب زبان عربی و قواعدش آگاه بودند روی همان نقطه اشکال می‌گرفتند و در این مبارزه پیروز می‌شدند و خود را از مبارزه با زبان و شمشیر علیه اسلام و قرآن راحت می‌نمودند. در حالیکه چنین چیزی در تاریخ ثبت نشده است. جواب دوم اینکه.......................................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

 

 

چه انتظار عجيبي ....!

تو بين منتظران هم

عزيز من چه غريبي

عجيب تر كه چه آسان

نبودنت شده عادت

چه كودكانه سپرديم

دل به بازي قسمت

چه بيخيال نشستيم ! چه كوششي ، چه وفايي ...؟!

فقط نشسته و گفتيم :

خدا كند كه بيايي

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

شيطان در نطفه اينها شريك است چاپ ارسال به دوست

يوسف زهراخداوند درباره نقش شيطان در اموال و اولاد انسانها چنين مي فرمايد:

در اموال و فرزندان آنان شركت كن.

درباره چگونگي شركت شيطان در اولاد انسان حديثي از حضرت صادق عليه السلام وارد شده كه فرمودند: شيطان مي آيد و با زن و شوهري كه در حال نزديكي هستند شركت مي نمايد و با آن دو همكاري مي كند.

ابوبصير عرض كرد: از چه راه شناخته مي شود ( كه اين شخص از نطفه شيطان است يا انسان ) ؟

حضرت فرمود: به دوستي و دشمني ما اهل بيت. هر كس ما را دوست داشته باشد ، نطفه او از انسان ، و هر كس ما را دشمن داشته از شيطان است.

راجع به كساني كه شيطان در نطفه آنها شركت جسته، رواياتي از معصومان عليهم السلام وارد شده كه به آنها اشاره مي كنيم:


1- فحاش

امام صادق عليه السلام فرمود: از نشانه هاي شركت شيطان ( در نطفه بعضي انسان ها ) كه ترديدي در آن نيست ، اين است كه شخص بد زبان باشد. از آن چه مي گويد، و از آن چه درباره او مي گويند، باكي نداشته باشد. ( و ناراحت نشود ).

نيز آن حضرت از رسول خدا فرموده اند: هر گاه مردي را ديديد كه باكي ندارد از آن چه مي گويد و آنچه به او گفته مي شود ، پس به درستي كه از زنا يا شركت شيطان ( در نطفه او ) است.

اميرالمومنين عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده كه آن حضرت فرمود: خدا بهشت را بر بي آبرو و بي شرمي كه حيا نداشته باشد، از آن چه گويد و آن چه به او بگويند، حرام زاده است، زيرا اگر از احوالش بازرسي كني، يا از زنا است، يا از شركت شيطان در نطفه او . به وي عرض شد: آيا در ميان مردم شركت شيطان هم هست؟ فرمود: آيا گفتار خدا در قرآن را نخوانده اي كه به شيطان مي فرمايد: شركت كن با ايشان در مال ها و فرزندانشان.

 ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  | 

" جلوه های اعجاز قرآن"

ولیدبن‌ مغیره‌ مردی‌ توانگر بود و در بین‌ كفار قریش‌ به‌ دانایی‌ و تجربه‌ شهرت‌ داشت‌ و اعراب‌ عموماً برای‌ حل‌ مشكلات‌ خود به‌ وی‌ مراجعه‌ می‌كردند. یكی‌ از مشكلاتی‌ كه‌ - به‌ زعم‌ اعراب‌ مشرك‌ و صاحب‌ قدرت‌ - در مكه‌ رخ‌ نموده‌ بود، نفوذ و گسترش‌ اسلام‌ بود. روزی‌ قریش‌ و كفار از ولید درباره‌ حضرت‌ محمد (ص‌) داوری‌ خواستند. ولید از آنان‌ مهلت‌ خواست‌. سپس‌ از جای‌ خود برخاست‌ و به سوی‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) كه‌ در (حجر اسماعیل)نشسته‌ بود رفت‌ و گفت‌ :پاره‌ای‌ از اشعارت‌ را برای‌ من‌ بخوان‌. پیامبر (ص‌) فرمود:

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عبدالزهرا  |